نشسته بودند...همه در محضرش نشسته بودند.
کسی دست بلند کرد...سوالی داشت...
حضرتش ۱رخصت داد تا بپرسد.
سائل از تاویل "مضطر" پرسید...از "امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء"
چشم خانه ی حضرت خیس شد.
گفت که مضطر٬ حضرت قائم ِغایب ماست
آنگاه که همه ی امیدش را به ریسمان ِ اعتماد خداوند بسته است...
همه ساکت شدند...
------------------------------
۱) حضرت اباعبدالله٬ جعفر بن محمد (ع)